عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

159

المسالك و الممالك ( فارسى )

چشم‌انداز سمرقند از كوه سغد ، كه حصين بن منذر رقاشى آن را تشبيه كرده گويد : به سبزى همانند آسمان و كاخهايش همچون ستارگان از درخشندگى و نهرهايش همچون فلك از گستردگى ، و ديوارش همچون خورشيدى فراگير باشد . قباد پادشاه گفت : كه بهترين‌هاى مملكتم ميوه مدائن و سابور و ارجان و رى و نهاوند و حلوان و ماسبذان است . از شگفتى دگرگون شدن آبها كوهى در يمن است كه از قله آن آبى تراوش كند و از اطراف آن جارى شود و پيش از آن كه به زمين رسد ، منجمد شده به زاج سفيد يمانى تبديل گردد و دشتى در آذربايجان است كه آبش جارى است ، پس به سنگ دگرگون شده و آنگاه به تكه‌هاى سنگ تبديل مىگردد . از عجائب كوه‌ها كوه عرج كه بين مكه و مدينه واقع شده تا شام ادامه دارد تا آنكه به لبنان از حمص و شيراز دمشق متصل گردد ، سپس امتداد يافته تا به انطاكيه و كوه‌هاى مصيصه پيوندد كه در آنجا به لكام ناميده شود و سپس به كوه ملطيه و شمشاط و قاليقلا تا بحر خزر كه در آن باب و الابواب قرار دارد ، پيوندد و در آن جا قبق ناميده مىشود . حجاب ( موانع ) كسرى براى كسى كه به ديدار كسرى مىآمد ، از پنج سو موانعى قرار مىدادند و چنين بود تا پاسخ از مركز مىشنيد ؛ كسى كه از شام به ديدار كسرى مىآمد در هيت مستقر مىشد ، و كسى كه از حجاز مىآمد در عذيب و كسى كه از فارس رهسپار بود در صريفين ، و كسى كه از سرزمين تركان مىآمد در حلوان ، و كسى كه از خزر و لان مىآمد ، در باب الابواب مىماند ، خبر آنها به مركز نوشته شده و به انتظار مىنشستند تا پاسخ داده شود .